تبليغاتX
گوسفندها به بهشت نمی روند






















Blog | Profile | Archive | Email | Name Of Posts


گوسفندها به بهشت نمی روند

آدم باش

همه میدونن من سر Deadlineم ... همه

 فقط الان اومدم یه تک پا چند تا "چیز" و بگم، فردا خنگ بازی در نیارین:

اولیش اینکه وجداناً سر جدتون، روز انتخابات نگیرین تا لنگ ظهر بخوابین.

دو اینکه صبح روز انتخابات فرقی با بقیه روزا نداره ... صبحونه بخورین، دستشویی برین، مسواک بزنین (لازم شد بازم دستشویی برین) که تو صف های به هم فشرده به مشکل برنخورین!

هیچ گونه "چیز" سبزی با خودتون نداشته باشین، زیر ... رو

دیده شده بعضیا لحاف تشک هم با خودشون بردن ... بچه ها، سیزده­ بدر که نمی رین، انتخاباته.

 این انتخاباتم که میگن همین جمعه ست. یعنی همین فردا... بایدم با خودتون شناسنامه ببرین.

 کارت دانشجویی، کارت غذا، دفترچه‌بیمه، قبض موبایل، گاز پیک‌نیکی، دوست‌پسر، مایو، کارت ماشین، کارت بنزین، پلی‌استیشن و ازین جور چیزا ور ندارین با خودتون ببرین.

رسیدین به حوزه‌ی اخذ رأی برین مثل بچه‌ی آدم تو صف وایسین. اگر هم شلوغ نبود، برین یک جایی که صف باشه، جاهای خلوت و که تلویزیون نشون نمیده!

اگه با نومزدتون میرین رأی بدین، اون چند دقیقه به هم ور نرین!!!

برای وارد شدن به حوزه لازم نیست کفش هاتون و در بیارین.

 

بعد از وارد شدن به حوزه، یه برگه میذارن جلوتون که باید اسم یکی از چهار نامزد ریاست جمهوری رو توش بنویسین... بچه ها این انتخابات ریاست جمهوریه... شما نباید به افشین قطبی رأی بدین.

بعد از رأی دادن انگشت توی دماغتون نکنین ... جوهری میشه خب.

بلافاصله بعد از اومدن از حوزه‌ی اخذ رأی هم لخت نشین... رئیس جمهور جدید، کارش از مردادماه شروع میشه!

پ.ن: با اختباس.. (اختلاس؟ ...اقتلاس؟ همون)

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت14:56توسط نازنین | |

قرار بود deadline کنفرانس CCNC امروز باشه، یعنی 1 ژوئن که از اونجایی که خیلی ضایع بود اینم میس میکردیم دوهفته عقب افتاد (وگرنه که من به این زودی آپ نمی کردم). خیلی هم جالب نشد چون درست افتاده رو deadline ژورنال ComNet... البته من بخشایی که از ComNet باید انجام میدادم تموم کردم ... نتایج خوبی هم گرفتم ولی بازم هر چی باشه تا شب آخر کار داره دیگه ... شوخی که نیست 12 صفجه ژورنال دبل کالم  آخ که اگه این ComNet اَکسِپت شه... چی میشه بعد تازه چون بیشتر کارش رو دوش منه [آیکون دوش] قراره اسم من اول باشه (خیلی حرفشون حساب نداره ... بعید نیست خرم کرده باشن ... ولی خرم که شده باشم باید اسممو اول بنویسن.. من حالیم نیست)

این دوتا کارو سابمیت کنم بعدشم میرم یه استراحت تپل (نه که الان زبونم لال استراحتم کم باشه ها... ولی الان هی یه کم –مقدارش قابل توجه نیستا- وجدان درد دارم )

اینا روگفتم میخواستم بگم بعدش باید نوشتن تز و شروع کنم انگار ... چند وقته استرس دفاع گرفتم... خیلی دانشگاه ما بَده، بچه ها افت میدونن پدر و مادرشون و خانواده شونو برای جلسه دفاع دعوت کنن،  ولی من میخوام همشونو دعوت کنم ... این همه زحمتمو کشیدن خب ... آرزو دارن... فقط خدا کنه خنده م نگیره ... خیلی بد میشه وگرنه.

پریشبا خواب می دیدم جلسه ی دفاعم بود همه ی فک و فامیل ریخته بودن دانشگاه (این آیکونه زیاد مناسب نبود... فامیلامونو با گوسفند نشون میده !) بعد هی عکس که میگرفتن من reset میشدم از اول شروع میکردم ارائه م رو ... خواب دیدنمون هم به آدمیزاد نمیمونه ... باید رو شامم تجدید نظر کنم.

راستی ۲۱ام عروسی دوستم مریم هم هست .. اسکل رفته روز انتخابات عروسی گرفته... بعد من تا برم آرایشگاه و آماده شم و اینا کی برم رای بدم سرنوشت کشورو تعیین کنم؟ هان؟

بعد ۲۸ ام تولد یه سالگی دختر پسردایی مامانمه ... باشگاه زمرد گرفتن .... به قول علی گشنه بازی

حالا نمیدونم اون پیرهن کوتاه سفید مشکیه که از دوبی آورده رو  اینجا بپوشم پیرهن کوتاه قرمزه رو عروسی مریم یا برعکس ... خوبه این یکی بعد deadlineِ

نمی دونم دیگه خلاصه من تا اون روز صد دفعه هی این لباسا رو امتحان میکنم .. کسی مشکلی داره؟!

 

پ.ن ۱: صبح که داشتم میومدم مامان گفت که برا آخر هفته برنامه نذار میخوایم بریم مسافرت

بابا جان من ناسلامتی سر deadlineام. یعنی همیشه همینطوریه ... درست وقتی من یه عالمه کار دارم یه عالمه آفر خوش گذرونیم دارم که با نیش باز میپذیرم

پ.ن ۲: یه فحش جدیدم یاد گرفتم :"ای تو روحت" ... که استرسش روی سیلاب اول روحته و هر چی که با شدت بیشتری تلفظ بشه آبدارتره ... اینطوری بهم گفتن

می خوام بگم بد نیست آدم یکی دوتا فحش "لایت" هم بلد باشه

 

پ.ن ۳: این درس تیپولوژی (شخصیت شناسی) دکتر شیری رو از اینجا دانلود کردم و گوش دادم ... کلی با شخصیتم حال کردم ... خیلی احساس خوبی داشتم اون شب.

بهتون توصیه ی اکید میکنم که حتما بگیرین و گوش بدین و تایپ شخصیتتون رو دربیارین. به منم بگین

تایپ من ENFPِ ... خیلی تایپ خفنیه

پ.ن۳: یکی هست که به اینجا بیشتر از من سر میزنه ... بعضی روزا تا سه چهار بارم اینجا رو چک میکنه ... یه وقتایی poolبود ... چند وقت parsonline... حالا هم چند وقتیه که با MABNAچک میکنه ... هر کی هست دمش گرم

 

پ.ن۵: اگه دستم برسه به آسمون               ماه و بین همه قسمت میکنم...

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت12:19توسط نازنین | |

 

پ.ن: از وبلاگ دکتر هومن برداشتم.

+نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت12:38توسط نازنین | |