|
بچه که بودم
شکایت نمی کنم، اما واقعاً نشد؟ . نگو که باغچه ی شما، پ.ن۱: واقعا؟! واقعا آخرین پستم مال ۲۳ روز پیشه؟! من کجا بودم تا حالا؟! تازه خودمو کشتم پست زدم... پ.ن۲: امروز مراسم دانش آموختگی به مناسبت ۷۴مین سالگرد تاسیس دانشکده بود. فارغ التحصیلای همه ی دوره ها دعوت میشن. بعد توش یه یادبود داده بودن که عکس همه ی فارغ التحصیلا بود... دیدم همه ی بچه ها همش دارن می گن عکس نازنین خیلی باحاله و چرا این شکلیه و اینا ... رفتم نگاه کردم دیدم به به آقا ما سر کارای فارغ التحصیلی مون یه سری عکس گرفتیم که بدیم واسه مدرک و اینا ... زد و روز قبلش کیف پول ما رو زدن ... پاکت عکس هم کلا اون تو بود و منم باید کاراش و می کردم وگرنه می افتاد بعد عید ... این شد که ما رفتیم پرونده ی تحصیلی مون و زیر و رو کردیم یه عکس از کارنامه ی دوم راهنماییمون کندیم.. صاف و صوف کردیم.. دادیم واسه فارغ التحصیلی (آقاهه گفت بعدا می تونی بیای عکس رو مدرکتو عوض کنی) هیچی دیگه ... تو کتابچه ی یادبوده دانشکده هم همون عکس دوم راهنمایی ما رو زدن ... ولی خیلی کوشولو و بامزه ست ... پ.ن۳: دیشب دکتره تو اخبار داشت علائم سرطان رو می گفت: خونریزی غیر عادی، تغییر در هاضمه، ... تغییر قطر مدفوع به نظر میاد ازین به بعد باید با کولیس بریم دست به آب حالی می کنینا ... شعر، خاطره، مطلب پزشکی ... کم مونده آهنگ درخواست کنین واستون بخونم مرسی که سر میزنید ... الان من مثلا دارم گزارش سمینارم و آماده می کنم ... مثلا پ.ن۴: سلام "پوول" ... خوبی پوول؟!
|
About![]()
اسمم نازنينه. اينجا رو هم براي خودم مي نويسم. يه جورايي برام حكم همون دفتر خاطرات قديمي رو داره كه زير تخت قايمش مي كردم. چند وقتي توش مي نوشتم و بعد يه مدت كه يكي پيداش مي كرد ديگه نمي نوشتم.
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 Links
وقايع الاتفاقيه |