|
من هِی میگم اینا چطوری اِنقد باهوشنا
امروز فهمیدم خب چون کلاغا هم چپ دستند دیگه...
می افتم نمی افتم می افتم نمی افتم می افتم نه بابا نمی افتم ... تازه خیلی هم خوب دادم ... ما اینیم دیگه می گم اصلن چه کاریه که آدم همه ی فصل ها رو بخونه؟ هان؟ تازه اینطوری
کیفش هم بیشتره. ادهاک که خیلی به خیر گذشت ... دمش گرم مخابشو خیلی خوب داده بود...
بقیه ش هم که کانسپچوال بود ... یعنی بافتنی ماهم که بافتنی مون خووووووووووووب ... همچین واسش قصه بافتم حالشو
ببره بعد ادهاک شایعه کردن که امتحان وایرلس عقب افتاده... واسه ی ما هم
یه اشاره کافی بود که بی خیال شیم... زدم به گردش و تفریح و خرید و اینا ...
یکشنبه با نیش باز رفتم یونی ولی خب امتحانش همه چی اُپن (open) بود دیگه، کتاب، جزوه، لپ تاپ... فقط
بغل دستی به طور صریح اشاره نشده بود که اونم پیش فرض همه ی امتحاناس! این یکی هم توپ دادم .. الانم تهتیلاتم شروع شده و من از خوشحالی تو شلوارم نمی گنجم
(ازین شکلکا که تو شلوارش نمی گنجه نداریم ... یه جور خوبی تصورش کن پ.ن۱: مقاله ی springer مون هم شوخی شوخی accept شد ...توصیه می کنم
دیگه از springer مقاله نگیرین حداقل یک مورد از چیزهایی که از کلاس خوشتان آمده است نام
ببرید:(حالا انگار اون حداقل رو نمی گفت من واسش 50 مورد ردیف می کردم) آخه اینم شد سوال نظرسنجی ... ما هم نامردی نکردیم نوشتیم پلیور
استاد!
سلام من اومدم ... احترام بگذارید اَه این چه وضعشه آخه؟! نه، یکی به من بگه من تو طول ترم چه غلطی می کردم که فردا باید 4 فصل نخونده برم سر امتحان ؟! هان؟! حالا این بماند استاد چه ... می کرد که من هر فصلی رو می خونم یک سومش که اصلن آشنا نمی زنه ... بقیه ش هم فقط آشنا می زنه . همین! فکر کنم جمع بزنم بالای ۳۰ تا پروتوکل رو باید بلد باشیم که همش هم اسماش خوفناکه ... رفتیم به استاد می گیم: استاد می تونیم با خودمون چیت شیت بیاریم (یعنی رو یه برگه هر چی می خوای بنویسی ببری سر جلسه) یه نگاه خر در چمن بهمون کرده می گه: نه امتحان کاملا کانسپچواله!! اگر هم فرمولی لازم باشه خودمون بهتون میدیم!! مساله های مخابراتیشو که ما نمی تونیم حل کنیم ... اون بخش های کانسپچوالش هم که ما از اون یکی درس شبکه بلدیم معلوم نیست همونایی باشه که این استاده گفته یا نه ... نتیجه اینکه می افتم ... با کله! آخه بدبختی این درسه دو تا استاد داره ... من نمی دونم بخوام آخرش واسه استاد نامه بنویسم چی بنویسم؟! ... بنویسم: جناب دکتر - (این جا رو خالی بنویسم که خیلی ضایع ست) اساتید گرامی ... آقایان – و – (این جوری خیلی رسمیه باید مهربون تر باشه ... بعد حالا بعدش چی بنویسم ؟! بنویسم چه مرگم بود که درس نخوندم؟! فک و فامیلمون فوت شده که خیلی قدیمیه... شکست عشقی و اینا هم که دیگه دمده شده ... آهان می نویسم استاد ما اگه بیافتیم بابامون به زور شوهرمون میده به اندازه ی کافی ترحم آمیز هست ولی ... پ.ن۱: به امید موفقیت (= معجزه) برای خودم پ.ن۲: همه امتحاناشون تموم شده جز من طفلک معصوم
|
About![]()
اسمم نازنينه. اينجا رو هم براي خودم مي نويسم. يه جورايي برام حكم همون دفتر خاطرات قديمي رو داره كه زير تخت قايمش مي كردم. چند وقتي توش مي نوشتم و بعد يه مدت كه يكي پيداش مي كرد ديگه نمي نوشتم.
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 Links
وقايع الاتفاقيه |